‏نمایش پست‌ها با برچسب مديريت زمان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب مديريت زمان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۸۹ آذر ۷, یکشنبه

پدر بودن، آن هم در عنفوان جواني... يا «هيچ راهي بن‌بست نيست... چون هميشه مي‌توان راهي ساخت...»

مدت‌هاست نگرشم به زندگي از نگرشي خطي و پيوسته به نگرشي گسسته و دوره‌اي تغيير كرده است. تصور اينكه زماني خواهد رسيد كه زندگي‌ام در مسيري يكنواخت، رو به مطلوب سير خواهد كرد، ديگر برايم عجيب شده است. به وجود مراحل مختلف، گسسته و گاه كاملا متضاد در زندگي ايمان آورده‌ام؛ به اينكه اولا زندگي از راهي به راهي و از منزلي به منزلي در تغيير است. دوم اين كه هيچ منزلي ابدي و هيچ راهي هميشگي نيست و سوم اينكه در هر دوره‌اي بايد بهترين بود و تصورات دوره قبل و تخيلات دوره بعد را دور ريخته، به زندگي پرداخت. در اين نوشته قصد دارم داستاني كوتاه از روند سازگاري‌ام با اين دوره سخت بيان كنم. 
روند زندگي من بعد از آمدن‌مان به اصفهان، دوره جديدي را شروع كرده است: